تبليغاتX
شازده خانم - مهربانم !
 


رساتر از همیشه ...

و تو حرفهایم را می شنوی ...

روشن تر از هر روز ...

بگذار از عشق سخن نگویم ...

بگذار وسعتش را در حصار کلمات محدود نکنم ؛

چرا که من عشق را با کلام در نیافتم ...

برای من عشق نه کلام است و نه صوت و صدا ...

چیزی است وسیع تر از همه اینها ؛

وسیع است و با نجابت ...

مانند دلت ...

با شکوه است و پر رمز و راز ...

همانند چشمانت ...

عمیق است و پر از صداقت ...

همانند اندیشه هایت ...

بگذار دریا بداند رقیبی دارد به زلالی قلبت ... و به ژرفناکی نگاهت ...

و گفتی که معنای عشق در انتظار است و در فاصله ها

و من تمام این فاصله ها را با صبر و انتظار به تماشا نشسته ام !

چه رازیست در این فاصله نمی دانم

که هر چه میگذرد مرا شیداتر می کند ...

و من ؛ شیدا می مانم ...

بگذار از عشق سخن نگویم ؛

بگذار وسعتش را در حصار کلمات محدود نکنم ....!!!

دوستت دارم مهربانم ... بیشتر از ثانیه هایی که گذشت !
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت   توسط آرزو کبیری  |